یعنی میخندیدم
اما خب جدیدا میخندم تا حال و احوالم به تعادل برسه
یه جورایی ضریب میزارم پشت خنده هام , تا با غصه هام موازنه بشه
و واکنش ام بشه یه واکنش موازنه شده و زندگی در جریان باشه
مثلا وقتی بلند میخندم , میخوام توجه عده ای رو به خودم جلب کنم تا
شاید کسی بیاد و باهام حرف بزنه و در ارتباط باشه
من در واقع برای جلب توجه , بلند بلند نمیخندم
این یه واکنش طبیعی بدنه , بدن میخواد منو به تعادل و توازن برسونه...
چون من تنهام , پس با این واکنشها , سعی میکنه منو از تنهایی دربیاره
و میخنده....وقتی که بین بقیه است , داعم میخنده تا بدنم رو ,روانم رو
به تعادل برسونه , چون اون توی تنهایی هاش , نمیخنده , پس باید جایی
برای تخلیه ی خودش و به تعادل رسوندنش پیدا کنه
پس جلوی بقیه , داعما لبخند میزنه
اینه که میگم , دایره المعارف هرکس , مختص خودشه و رفتارهای
هر فرد , فقط توسط دایره المعارف خودش تفسیر میشه
لطفا قضاوت نکنید...نکنیم
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
برای دایرکت به قسمت نظرات برید...خوشحال میشم دست نویسهاتون رو بخونم:)

با فنجان چایی هم میتوان مست شد