@{ آیه در سایه }@

آخرین فعالیت‌های @{ آیه در سایه }@

درباره @{ آیه در سایه }@

@{ آیه در سایه }@

قوری گل قرمزی(آیه)

خدا

شنبه پنجم خرداد ۱۳۹۷
9:31
خدا ...اسمی سه حرفی که حرف نداشت! ندارد
میگویم حرف ندارد چرا که قابل توصیف نیست برایم، شاید اگر من جای او بودم هیچ وقت و هیچ وقت چنین بنده ای را نمی بخشیدم... بخاطر طرز فکرش! بخاطر چاخان هایش که مو لای درزش نمیرفت...بخاطر یکی بخوان یکی نخوان های نمازش!
خدا هرروز و هر لحظه اینها را می دید ...ولی نمی دید!

چشم پوشی می کرد و میگذشت

درست مثل یک مادر...
درست مثل یک عاشق! همیشه خوبی هایم را دید!
همیشه به من امیدوار بود...حتی زمانی که من از او ناامید می شدم!! حتی زمانی که به او می گفتم:شما؟؟
او بی نظیر بود...هست...و میدانم همیشه خواهد بود
همیشه وقتی پایم به سنگ ریزه های گناهانم گیر می کرد و با سربه زمین می خوردم دقیقا سه میلی متری زمین دستش را دور کمرم حلقه میکرد و مرا میگرفت.

منکه تاان لحظه سقوط را پرواز می پنداشتم عصبانی از دستش سرش فریاد میکشیدم...با او قهر میکردم و نمی دانستم که او خیرخواه من است..
همیشه کارش همین بود...درست سربزنگاه بجای اینکه مچم را بگیرد , دستم را میگرفت

و دقیقا همین باعث شد تا عاشقش شوم :)

 

#آیه

 

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • برای دایرکت به قسمت نظرات برید...خوشحال میشم دست نویسهاتون رو بخونم:)

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد

@{ آیه در سایه }@

با ما به از این باش که با خلق جهانی :-)


پُر سَروصِداتَرین بَچه ی کوچِه ام

کِ دَمِ ظُهر ٬ تَک و تَنها ٬ توپ بِ دیوٰار میکوبَد

وَ هیچ کَس نِمیفَهمَد تَنها رَفیقَش هَمان توپی اَست

کِ هَمه میخواهَند تِکه پارِه اَش کُنَند

#نهال_کوچک