آدمها گاهی تو زندگیشون خسته میشن...همه چی واسشون تکراری میشه
یا گاهی اصلا چیزی نیست که بخواد تکراری بشه
یه مشت روزمرگی ان
آدمها گاهی تو روزمرگی هاشون خفه میشن و نیاز به یه هوای تازه دارن
نیاز به یه تغییر دارن
دختر جان...این تغییرات خودشون پا ندارن که بیان
این تویی که باید بری دستشون رو بگیری و به زور بکشونی شون تو زندگیت
و هر لحظه محکم نگهشون داری تا توی زندگیت ریشه بندازن و ساقه
محکم کنن و برگ باز کنن
اون وقته که برات اکسیژن میفرستن
به پاس زحمتهات...به پاس تلاشهات برای نگه داشتنشون...اونا هم رایگان
هر روز و هر شب دی اکسید کربن های زندگیت رو میکشن تو خودشون
و برات اکسیژن بی منت میفرستن
واقعا که تو یه نهال کوچکی
واقعا از خیلی از آدمها بر نمیاد که درداشون رو بخورن و ازشون امید بسازن
هه!
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
برای دایرکت به قسمت نظرات برید...خوشحال میشم دست نویسهاتون رو بخونم:)

با فنجان چایی هم میتوان مست شد